سایت جامع خودرو در ایران


» دزدان خودروی سرقتی را با چه قیمتی به فروش می‌رسانند؟ ماشین 98

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶


«مرد بنگاهدار، مدیر فروش، دزد کت و شلواری» سه متهم پیشه‌ای پرونده دزدی‌های شگفت خودروهای مدل بالا بودند. کارشان آنقدر پیشه‌ای و تخصصی بود که مو لا درزش نمی‌رفت و حتی خرد اهریمن هم به شگرد اعضای این باند ثروتمند شک نمی‌کرد. تخصص آنها دزدی خودروهای ال ۹۰، پارس، زانتیا و Kia Pride دم هم با دستک خودروهای سرقتی است و آنقدر این سه متهم با هم هماهنگ بودند که می‌شود از ماجرای دزدی‌های آنها یک فیلم جنجالی و پلیسی ساخت.

سفارش سوژه مرد بنگاهدار

کامران، یکی از ضلع‌های این باند سه نفره را تشکیل می‌دهد. هیچ نیاز مالی ندارد، او تنها مدل خودروهای سرقتی را به بهروز سفارش می‌دهد و باقی کارها را بهروز انجام می‌دهد. می‌گوید: سهراب خودرو تصادفی را می‌خرد، او مدیر فروش است. بر پایه خودروهایی که خریداری شده به بهروز سفارش می‌دهم و او هم برایم خودروی سرقتی می‌آورد. خودروهای سرقتی که سوئیچ داشته باشند را ۲ میلیون تومان می‌خرم؛ آنهایی که سوئیچ ندارند را ۵۰۰ هزار تومان خریداری می‌کنم. سوئیچ را هم از بازار تهیه می‌کنم. پس از دم خودروهای سرقتی را تحویل مدیر فروشم می دهم تا آنها را دستک نمره کند.

مدیر فروش خودروهای سرقتی

می گویند ۱۴ پیشینه دزدی دارد ولی خودش منکر ماجراست. سهراب مدیر فروش این باند است. او خودروهای سرقتی که دستک نمره شده‌اند را تحویل می‌گیرد و در نمایشگاه اتومبیلش به فروش می‌رساند. مرد میانسال می‌گوید: کار من فروش خودروها و پیدا کردن مشتری برای خودروهای دزدی است که دستک خودروهای تصادفی را دارند. از آنجا که نمایشگاه دار هستم کسی به من شک نمی‌کند و معمولاً هم خودروها را با بها‌های خوب خریداری می‌کنم. خودروها تمام مدارک را دارند و کسی حتی به ذهنشم خطور نمی‌کند که آنها سرقتی باشند.

بی‌هوشی برای دزدی

سومین ضلع این باند پیشه‌ای دستک نمره خودرو؛ بهروز نام دارد. متهم جوانی که با شگردی ویژه خودروها را دزدی کرده و آنها را به دست همدستانش می‌رساند. بهروز می‌گوید: خودروها را از آگهی روزنامه‌ها پیدا می‌کنم. مثلاً کامران سفارش زانتیا سفید می‌دهد و من هم در آگهی‌ها دنبال زانتیا سفید می‌گردم و با فروشنده‌اش پیمان می‌گذارم. زمانی که فروشنده به محل پیمان می‌آید، به بهانه اینکه خودرو را بگیرم و یک دور بزنم تا ببینم چگونگی دم چطوری است. سوار می‌شوم، در میان راه خودم را به بی‌حالی میزنم و صاحب خودروهم از همه جا بی‌آگاهی ها خودرواش را برای گرفتن آب و آبمیوه ترک می‌کند و من از فرصت کاربرد می‌کنم و خودرو را به دزدی می‌برم. خودروهایی که من دزدی می‌کردم همان خودروهایی بودند که مدیر فروش به سراغ اوراقی‌ها می‌رفت و خودروهای تصادفی‌شان که دستک داشتند را خریداری می‌کرد. پس هم دستک خودروهای تصادفی از آن خودروهای سرقتی می‌شد.

lxjh7wmc9jjp8lm7i8.jpg



لینک منبع

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.



مطالب محبوب
اینستاگرام